سلامتي و خطر استفاده از تلفن همراه

سلامتي و خطر استفاده از تلفن همراه :
امروزه عده زيادي از محققان در حال بررسي و مطالعه روي اثرات تشعشعي امواج ناشي از اين وسيله مي باشند،كه برخي بر خطرناك بودن آن اعتقاد دارند و برخي خطر زيادي را به آن نسبت نداده اند. امواج ساطع شده از تلفن همراه از نوع امواج با فركانس 3 تا300 مي باشد،كه داراي خصوصيات خاص خود است. طبق تحقيقاتي كه در اين زمينه به عمل آمده است،ثابت شده در صورتي كه بيش از 20 دقيقه با تلفن همراه صحبت شود،دماي مغز 2 درجه افزايش مي يابد و استفاده طولاني مدت از اين ابزار باعث توسعه نقاط كوري در مغز شده كه آن را به سوي بيماريهايي از جمله آلزايمر يا سرطان مغز سوق مي دهد.
سر درد ،فراموشي،لكه هاي پوستي،گوش درد،سقط جنين،كاتاراكت،افسردگي و رشد تومورهاي مغزي به ويژه در كودكان از عوارضي است كه به اين وسيله نسبت داده شده است.تحقيقات همچنين نشان داده كه جذب اين امواج در كودكان 3/3 برابر بيشتر از بزرگسالان مي باشد،كه نشان دهنده خطرات ايجاد شده از سوي اين وسيله در انسان است.
اشخاصي كه بيش از يك ساعت در روز از تلفن همراه استفاده مي كنند چهار برابر بيشتر از افرادي كه كمتر از 10 دقيقه از تلفن همراه استفاده مي كنند دچار خستگي و سر درد مي شوند .دانشمندان معتقدند كه استفاده از تلفن همراه در اتومبيل خطرات زيادي دارد ،همچنين آنان كشف كرده اند كه استفاده از تلفن همراه مي تواند سبب افزايش فشار خون شود.

کاتاراکت به تيره و تار شدن عدسي هاي چشم که بطور طبيعي شفاف هستند، گفته مي شو.د. در چشم هاي سالم پرتوهاي نور از خلال عدسي ها عبور نموده و بر روي شبکيه چشم متمرکز مي گردند. بدين طريق تصوير واضحي از اشياء ايجاد مي گردد. تار شدن عدسي هاي چشم و مشکل شدن عبور نور از آنها زمينه ساز بيماري کاتاراکت و انحراف بينايي است.

اگر فرصت داشتم دوباره كودكم را بزرگ كنم

اگر فرصت داشتم دوباره كودكم را بزرگ كنم :
 اگر فرصت داشتم دوباره كودكم را بزرگ كنم
 به جاي آنكه انگشت اشاره ام را به طرف او بگيريم
در كنارش انگشت هايم را در رنگ فرو مي بردم و برايش نقاشي مي كردم.
اگر فرصت داشتم دوباره كودكم را بزرگ كنم
به جاي غلط گيري ،به فكر ايجاد ارتباط بيشتر مي بودم
بيشتر از آن كه به ساعتم نگاه كنم به او نگاه مي كردم
سعي مي كردم درباره اش كمتر بدانم، اما بيشتر به او توجه كنم

و بيشتر از آنچه عشق به قدرت را يادش بدهم قدرت عشق را يادش مي دادم
به جاي اصول راه رفتن،اصول پرواز كردن و دويدن را با او تمرين مي كردم
از جدي بازي كردن دست بر مي داشتم و بازي را جدي مي گرفتم
در مزارع بيشتري مي دويدم و به ستارگان بيشتري خيره مي شدم
بيشتر در آغوشش مي گرفتم و كمتر او را به زور مي كشيدم
كمتر سخت مي گرفتم و بيشتر تاييدش مي كردم
اول احترام به خود را در او مي ساختم و بعد خانه و كاشانه را